|
وبلاگ، كف روی آب يا بستر ژورناليسم نوين کوروش شمس
Shams3445@yahoo.com يك سال پيش، يعنی اواسط دومين ماه پاييز، پديدهای
به نام وبلاگ يا بلاگ به كاربران ايرانی اينترنت شناسانده شد. اين موضوع زمانی مانند يك تب فراگير در ميان اينترنت كاران و كاربران كشورمان شيوع يافت كه نخستين وبلاگهای
فارسی زبان بر روی اينترنت قرار گرفتند و ظرف يك سال گذشته تا كنون تعداد وبلاگها
و نويسندگان آنها در ميان كاربران ايرانی به حدی افزايش يافته است كه به درستی نمیتوان
گفت چند وبلاگ و در چه زمينههايی به زبان فارسی منتشر میشوند.
سرعت رشد و فراگيری اين پديده به اندازهای است كه برخی از صاحبنظران
مسايل ارتباطات آن را به تبی تند تشبيه میكنند كه بالاخره به عرق سرد خواهد نشست.
تصور بسياری نيز بر اين است كه به دليل نوع محتوای وبلاگها، خوانندگان و حتی
نويسندگان آنها مدت زيادی با اين پديده سر نخواهند كرد. محتوای غالب نخستين وبلاگ شامل: خاطرات روزانه كاربران، دغدغههای
شخصی آنها و مسائلی بود كه در مجموع به لحاظ علم ارتباطشناسی از ارزش و اهميت ارتباطی و اطلاعرسانی
به مفهوم كلاسيك برخوردار نبودند. به همين جهت چنين برداشتی از وبلاگها بسيار
طبيعی و مبتنی بر اصول پذيرفتهشده علم ارتباطات بود. وبلاگها
به مهمترين منابع انتشار شايعات و اخبار بیاساس
و همچنين اطلاعات بیارزش ( به لحاظ خبری) مبدل شدند كه در چنين شرايطی بديهی
است كه بمباران اطلاعاتی مخاطبان آنها را خسته و درمانده خواهد كرد و در نتيجه به سرعت ميزان استقبال از آنها كاهش خواهد يافت. اين استدلالی بود كه برخی از صاحبنظران
با استناد به آن موضوع ، فروكش كردن تب وبلاگ نويسی را مطرح كردند. اما ورود گروههای
مختلف اجتماعی از قبيل روزنامهنگاران، متخصصان كامپپيوتر و اينترنت و غيره
باعث شد تا شكل و محتوای وبلاگها، به سمت كاربردیتر
شدن و جذابيت هرچهبيشتر حركت كند.
نتايج برگزاری مسابقه انتخاب وبلاگهای برتر كه يك ايده خلاقانه بود، نشان داد
كه در حال حاضر بخش قابل توجهی از مخاطبان و توليد كنندگان محتوا در اينترنت به پديده وبلاگها
توجه جدی نشان داده و از آن استقبال كنند. يكی از دلايل اين امر، شايد عدم محدوديت بیچون
و چرای نويسندگان وبلاگها و همچنين سادگی آشكار در نحوه ارتباط آنها با
مخاطبان است. در نتيجه میتوان گفت:
با توجه به افزايش چشمگير وبلاگها و تنوع محتوای آنها و همچنين نتايج به دست
آمده از برگزاری اولين مسابقه در اين خصوص، اين سوال كه «عمر وبلاگنويسی چه زمانی به پايان میرسد؟»
جای خود را به يك سوال مهمتر در محافل اينترنتی خواهد داد
«وبلاگها
به چه سمتی حركت خواهند كرد؟» آيا پديده نوپا و جوان وبلاگ، نسل تازهای از
اطلاعرسانی ارتباطات در محيط اينترنت را ايجاد كردهاست
و با گذشت زمان به سمت نظم و سامان خاصی حركت خواهد كرد؟ يا اين كه اساسا برای درهم شكستن نظم و سامان رايج در روشهای
سازو كارهای ارتباطی رايج مقولهشده است؟ پاسخ دادن به اين سوال كمی مشكل به
نظر میرسد.
در حال حاضر يكی از موانع رشد وبلاگها
كه علیالقاعده بیتاثير
نخواهد بود. موضوع درآمدزا نبودن وبلاگهاست كه به طور طبيعی باعث كاهش انگيزههای
لازم فردی و گروهی در توسعه اين پديده خواهد شد. شايد اگر روزی وبلاگها
بتوانند برای صاحبان خود از لحاظ ابعاد مالی نيز منافعی داشتهباشند، روزنامهنگاری
سايبر يا الكترونيكی يكی از اساسیترين عملهای
خود را در محيط اينترنت يافتهباشد. روزنامه ابرار اقتصادی ـ
پنجشنبه 7 آذرماه 1381
|