حجرهای در كوچه پس كوچههای جهان
 

نصرالله جهانگرد

چندی پيش به واسطه سفری كه در اعماق كوير داشتم، در بدو ورودبه شهر نايين به قصد زيارت، توقفی كوتاه در امامزاده معرف  آن شهر كردم. پس از زيارت در حال بيرون آمدن از محوطه بيرونی امامزاده، نظرم به درون بازار مانندی جلب شد. شنيده بودم كه بازارهای نايين ديدنی هستند. از سر كنجكاوی، به همراه پسرم به درون بازارچه رفتيم.

   با وجود اين كه در ساعت عادی روز غيرتعطيل بوديم، احدی در بازارچه نبود. دالانی متروكه با شعاعی از نور غبارآلود كه به فواصل منظم بر زمين تابيده بود در دوطرف بازارچه، اتاقكهای كوچك و بزرگ كه در ارتفاعی از سطح زمين بنا شده بودند گويی در گذشتهای نه چندان دور حجرههايی در اين شهر تاريخی با قدمتی هزارساله بودند. حلقههای خالی از قفل، بر درهای چوبی باز افتاده و گردی كه حاكی از ساليان دراز فراموشی بود، بر همه جا چهره مینمود و در اواسط بازار، خروجی آب انباری قديمی كه در كوير منظرهای بسيار آشنا است.

   سكوتی پرفرياد در آنجا حكمفرما بود. به راستی ماجرای اين بازارچه چه میتوانست باشد؟ صاحبان اين حجرهها به كجا رفتهاند؟ در يك لحظه بازار را پر از هياهو ديدم: فروشندهها با ذوق و شوق متاع خود را جار میزدند و خريداران با چانهزنی سعی در برد بيشتر از خريد خود داشتند. از اين طرف و آن طرف، چرخهای دستی در حركت بودند و بار و جنس برای حجرهها میآوردند، همه چيز برق و جلايی از رونق گرفت.
  
ولحظه
ای بعد دوباره سكوت مرده يك بازار متروكه و نور شديد كويری در انتهای گذر بر ظلمات و غبار بازار هر لحظه بيشتر نفوذ میكرد و جهت نمای خوبی برای خروج از اين كسادی غمبار بود.

   در گذر از اين حجرههای تاريخ، به محض رسيدن به بيرون، تابش نور شديد افتاب لحظهای برق از ديدگانمان برد. هنگامی كه كمكم به نور عادت كرديم دكل بلند مخابرات نايين كه حاكی از نفوذ شبكه سراسری تلفن همراه در دل كوير بود، خودنمايی میكرد و فاتحانه با خود میگفت: چه خوب تا اين جا هم آمدهايم. تا دل كوير.

   به راستی در اين عصر نيازهای ما برای تجارت چيست؟ چگونه میتوانيم با استفاده از فناوریهای نوين كسب و كار ملی خود را به عرصه جهانی گسترش دهيم؟ در عصر تجارت الكترونيك، تاجرانی كه از صبح علیالطلوع به اين حجرههای كوچك میآمدند تا فرش و عبای نايين بفروشند، امروز بايد قادر باشند در سرای امن خانه يا حجره خود از طريق يك رايانه به اقصی نقاط دنيا كالای ذیقيمت خود را بفروشند.

   برای تامين اين نيازها چه كردهايم؟ آيا زيربنای ساختمان حجرههای الكترونيكی خود را پینهادهايم؟ آيا همه تجار علاقهمند، به همه جای جهان متصلند و آيا قوانين تجاری ما با قوانين تجارت جهانی سازگاری دارد؟ آيا سيستم بانكی جوابگوی نيازهای تجارت الكترونيك است؟ قفل حجرههای الكترونيك خود را محكم ساختهايم؟ آيا همه ما حجرهداری يا روشهای بازاريابی جديد را بلديم؟ ويترينهايمان را چيدهايم؟ جنسهايمان جور است؟ آيا توليداتمان با كيفيت است؟ آيا استانداردهای جهانی را رعايت میكنيم؟ و آيا بذر تجارت الكترونيك در باور ما جوانه زده است؟ و آيا ...

   نمیدانم، اما فراموش نكنيم كه اگراصل توليد و علم بازاريابی بينالمللی و محيط امن سرمايه گذاری در ميان نباشد، چه بسا حجرههای نوير سريعتر از حجرههای آجر و گچ به خاموشی بگرايند. آن روز زيبا نخواهد بود.

مجله تكفا - شماره 4

بازگشت
 

  

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 
 Copyright CCW Magazine