اظهار نظر اخير دادستان كل كشور درباره نحوه برخورد قانونی با
شبكههای اينترنتی اگر چه در رسانههای
خوبی بازتاب گستردهای نيافت، اما به صورت اعمال چنين روشهايی
برای كنترل و يا به نوعی قانونمند كردن اينترنت میتواند پيامدهای خاصی را به همراه داشته
باشد.
آيتالله نمازی در بخشی از صحبتهای
خود به قانون فعلی مطبوعات بهعنوان مرجعی برای رسيدگی به تخلفات اينترنتی
اشارهكرده كه بهطور
قطع به تبصره 3 ماده يك قانون مطبوعات استناد كردهاست.
اين در حالی است كه صاحبنظران مسائل حقوقی و كارشناسان تكنولوژی اينترنت در اين نكته كه قانون مطبوعات نمیتواند
به عنوان مرجع رسيدگی به تخلفات اينترنتی مورد استفاده قرار گيرد اتفاق نظر دارند.
يك كارشناس مسائل اينترنت كه نخواست نامش فاش شود میگويد:
«به عقيده من قانون مطبوعات در مورد شبكه اينترنت و سايتهای
اطلاعرسانی كه در محيط آن قرار دارند ضمانت اجرايی ندارد.»
وی میافزايد: «اين مسئله ريشه در تفاوت تكنولوژيكی رسانههای
نوشتاری با رسانه اينترنت دارد.»
ويژگی تكنولوژی اينترنت عدم تمركزپذيری و كنترل آن است به همين جهت بهنظر
میرسد بحث اعمال محدوديت برروی فرآيندهای اطلاعرسانی
در محيط اين رسانه به بنبست خواهد رسيد.
يك كارشناس حقوقی نيز درباره قوانين مرتبط با رسانههای جديد میگويد:
قوانينی كه برای سايتهای اينترنتی تدوين شده و يا اعمال خواهندشد میبايد
با توجه به نوع تكنولوژی اينترنت و ماهيت آزاد آن مورد تحليل و كالبد شكافی قراربگيرد.
وی میگويد:
«قانونگذاری بدون تحليل حقوقی و بدون شناخت واقعی رسانهمذكور منجر به نظام
قانونی ناكارآمد و بدون ضامن اجرايی خواهدشد.»
رسانه اينترنت بهعنوان
يك پديده جديد ارتباطی، عرصههای تازهای
را در فرهنگ و خورده فرهنگهای جوامع باز كردهاست
كه اين عرصههای ناشناخته از ابعاد بسيار گسترده و در عين حال پنهانی برخوردار
هستند. يك كارشناس میگويد: زمانی كه هركس با يك خط تلفن و يك دستگاه كامپيوتر
میتواند به يك منبع فرهنگساز
تبديل شود، تبعات حقوقی، اجتماعی و سياسی فرآيندهای اطلاعرسانی و ارتباطی
دگرگون میشوند. در نتيجه نمیتوان
قوانين و مقررات خاصی مثل قانون مطبوعات را برای رسانهای نظير اينترنت اعمالكرد.
چرا كه جنس جرايم و تخلفات اين رسانه كاملاً متفاوت است. از طرفی جبر تكنولوژی اينترنت امكان كنترل، نظارت و اعمال محدوديت را از نهادهای قانونی و انتظامی سلب كردهاست.
از اين رو توقيف و يا بازداشت نويسندگان اين رسانه كاری تقريباً غير ممكن است. بهويژه
اينكه كاربران اينترنت میتوانند بدون فاشكردن
نام و مشخصات خود علاوه بر دريافت اطلاعات به توليد كنندگان اخبار و اظهارنظر تبديل شوند.
واقعيت اين است كه برخی از سايتهای
اينترنتی از آزادی بيان و محدوديت ناپذيری شبكه اينترنت سوء استفاده كرده و به انتشار آراء و عقايدی میپردازند
كه شايد به گفته دادستان كل كشور منافع و امنيت ملی يا حريم افراد را تهديد كند با اين حال برخورد نادرست و بدون شناخت كافی با اين قبيل سايتها
نه تنها نتيجهای در برنخواهد داشت بلكه به رواج فرهنگ نادرست قانونگذاری در
اين خصوص ختم میشود و بديهی است قوانينی كه از اين نوع برخورد و نگرش جاری
خواهند شد، قوانينی انتزاعی و ناكارآمد خواهند بود.
شبكه اينترنت، با توجه به ماهيت نامی كه دارد به شفافيت اطلاعات گسترش دموكراسی و كوچكتر
شدن جهان كمك قابل توجهی كرده است. به همين جهت صاحبان قدرت به سرعت برای كنترلپذير
نمودن آن وارد عمل شدند. اما هنوز اين اتفاق نيفتاده بود كه وبلاگها سر از خاك
در آورند و مانند قارچ در تمام محيط اينترنت رشد كردند. رسانههای انفرادی
كوچكی كه به هيچ عنوان كنترل نمیشوند.