حسين درخشان
  hom@hoder.com

                وبلاگ چيست؟

مطالب ديگری از اين نويسنده

 

 

پيشگام بزرگ، ديويد واينر، وبلاگ (Weblog) را چنين تعريف می كند:

۱) شخصی است: يعنی توسط يك فرد نوشته می شود، نه توسط يك سازمان؛ به همين دليل يك شخصيت ويژه دارد. پيراسته و ويراسته هم نيست كه به همين علت جالب است.

۲) روی اينترنت است: يعنی كه جايی چاپ نمی شود، می توان آن را با هزينه بسيار كم، مرتباً روزآمد كرد، و برای خواندنش داشتن يك مرورگر كافی است.

۳) منتشر می شود: يعنی نوشته های خام طی يك روند اتوماتيك، در قالب های پيش ساخته ريخته می شود و بالقوه در دسترس همه قرار می گيرد.

۴) بخشی از يك اجتماع است: يعنی مربوط به دسته ای از افراد است كه علاقه مشتركی دارند و به خاطر آن به طور مجازی دور هم جمع شده اند.

     حدود دوماه پيش مقاله ای با نام «چگونه در اقيانوس اطلاعاتی اين روزها غرق نشويم»(دنيای كامپيوتر و ارتباطات – شماره 5 -مهر 80) نوشتم و از فرط اشتياق، قبل از چاپ شدنش، خودم يك وبلاگ فارسی ساختم. چند روز بعد، در چهارده آبان 1380، با نوشتن يك راهنما و آماده كردن چند قالب پيش ساخته، ديگران را نيز تشويق به ساختن وبلاگ كردم و از آن روز تا زمان نوشته شدن اين نوشتار -يعنی حدود دوماه- در حدود 120 وبلاگ فارسی زاييده شده است. اين تعداد، دست كم برای من حيرت انگيز است؛ چرا كه روزهای اول آرزو می كردم كه كاش در چهارده آبان سال آينده، 100 وبلاگ فارسی وجود داشته باشد.

     ابتدا نام آن را «خودبزرگ بينی» گذاشتم! چون مطمئن نبودم كه فارسی زبانان ديگر، چه برخوردی با آن خواهند كرد و اين اسم، نوعی دست پيش گرفتن بود برای پس نيفتادن. چيزی را كه حدس می زدم بارم كنند خودم به خودم لقب دادم تا آسوده تر بنويسم. اما پس از اقبال ده ها نفر ديگری كه مثل من به «فرديت» خودشان احترام می گذاشتند و از ابراز و به اشتراك گذاشتن يافته هايشان ابايی نداشتند، عمر «خودبزرگ بينی» به آخر رسيده بود. پس، باوجود اين همه شريك جرم، ديگر لزومی به شنيدن يك تنه سرزنش های ديگران نبود، چون هر چه بود بين ده ها نفر تقسيم می شد؛ و حالا كه ديگر هراسی از قضاوت ديگران ندارم، با آسودگی يافته هايم را به اشتراك می گذارم. درجايی كه سردبيرش فقط خودم هستم، نه كس ديگر.

     وبلاگ نويسان فارسی، مثل همتايان ديگرشان، در يك طيف ودر بين دو قطب جا می گيرند. اين دو قطب، يكی «خودروايت گری» است (نوشتن درباره افكار و احساسات شخصی و اتفاقات روزمره) و قطب دوم «اطلاع رسانی» است. بعضی از وبلاگ ها ترجيح می دهند به قطب اول نزديك تر باشند، و بعضی به قطب ديگر. اما همه آنها در چهار عنصری كه ديويد واينر گفته است شريك اند. به عبارت ديگر، وبلاگ، يادداشت های شخصی و ناويراسته افراد عادی است كه به طور متناوب و به كمك ابزارهای خودكار روی اينترنت قرار می گيرد و خوانندگانی از ميان يك مجموعه اجتماعی كه به طور مجازی به هم پيوسته اند، دارد.

     در اينكه وبلاگ ها چه فايده ای می توانند داشته باشند می توان صفحه ها نوشت و ساعت ها حرف زد؛ اما مهم ترين آنها شايد اين باشد كه به اين بهانه توليد محتوای فارسی صحيح (به زعم من يعنی فارسی با استاندارد يونيكد) در اينترنت به سرعت افزايش يافته است. اين محتوا ممكن است از نظر بعضی، كيفيت چندان قابل توجهی نداشته نباشد، اما گمان می كنم هيچ چيز ديگری نمی تواند به اين سرعت و گستردگی استفاده از استاندارد نهايی زبان فارسی در اينترنت (يونيكد) را بين كاربران عادی رواج بدهد. چيزی كه به هرحال برای وارد شدن به زمانه اينترنت برای ايران بسيار مهم است و موجب تقويت زبان فارسی در بين نسل های جهان وطن آينده خواهد شد.

* يادداشت های روزانه حسين درخشان را می توانيد در وبلاگش با نشانی www.hoder.com/i بخوانيد.

 

  

  
 م7