يونس شکرخواه
jonas@Iranprint.com       

وبلاگها و هزارتوی پرسشها

نسخه  pdf

مطالب ديگری از اين نويسنده

 

 

درباره وبلاگها از زوايای مختلف بحث میشود، نظراتی چون دفتر خاطرات روزانه، خبردهی راجع به ساير خبرها و اظهار نظر شخصی درباره پديدههای مختلف، جزو نظرات شخصی و بحثهای غالب در اين زمينه است.

   روند تولد وبلاگها و رشد قارچگونه آنها متضمن چه نوع تحولاتی است؟ رشد وبلاگها از چه خبر میدهد؟ آيا اين روند يك روند محلی است يا جهانی؟ رابطه وبلاگها به عنوان رسانه با ساير رسانهها از چه قرار است؟ و ...؟

   دهها پرسش در زمينه وبلاگها وجود دارد و من فكر میكنم وبلاگها در عرصه رسانهای معاصر آزمايشگاهی نامحدود برای تحقيقات گسترده هستند.

   زاويه روانشناختی يكی از زوايای مهم پژوهشی در قبال وبلاگها میتواند باشد. واكنشهايی كه يك بلاگر(Blogger)  از خود بروز میدهد، معلولهايی است كه از علتهايی پنهان و گاه آشكار حكايت میكند.
   آيا میتوان از منظر روانشناختی به توليدات يك بلاگر به مثابه انگيختههای برخاسته از انگيزههای ناشناخته نگاه كرد؟

   آيا میتوان از ديد ارتباطات درونفردی (interpersonal) به آنچه در ذهن يك بلاگر رخ میدهد تا به سرانگشتان وی منتقل میشود به طور مجزا نگريست؟ آيا میتوان چنين فرض كرد كه افرادی كه ضد اجتماعی (Anti social) هستند در وبلاگها كنشهای حادتری از خود بروز میدهند؟ آيا میتوان چنين پنداشت كه افراد خجول در محيطهای مجازی وبلاگی راحتتر از محيطهای واقعی اجتماعی هستند؟
   آيا میتوان اين چنين گمان كرد كه دنيای مجازی برای افراد خجول يك دنيای واقعی است؟ آيا میتوان چنين فرض كرد كه افراد خشن در محيط وبلاگ خشنتر میشوند؟

   همان طور كه میبينيد پرسشهای فراوانی در اين زمينه به چشم میخورد و به ذهن میآيد، اما برای پاسخ دادن به آنها هيچ فاكت ملموس و تجربی وجود ندارد و بنابراين همين خلاء و كمبودها باعث میشود كه هر پاسخی پيش از مطرح شدن نياز به تعمق و پژوهش داشته باشد.

  زاويه جامعه شناختی، زاويه ديگری است كه از طريق آن میتوان به پديده وبلاگها نگريست.

   اين نوع نوشتن و ميخكوب مانيتور و كيبورد شدن چه تاثيراتی بر مناسبات اجتماعی افراد خواهد گذاشت؟ آيا افرادی كه با نامهای مستعار در وبلاگها متولد میشوند در همان نقشی در وبلاگها ظاهر میشوند كه در جامعه؟ آيا اساسآ انتخاب نام مستعار و برگزيدن يك هويت مجازی فقط تجربه كردن يك نقش است كه در جامعه قابل ايفا نيست؟ آيا اساسآ انتخاب يك نام و هويت مجازی يك اتفاق منفی است؟ يا اين كه میتواند زمينهساز فضايی مثبت هم باشد؟ آيا حضور پيوسته در يك وبلاگ عملا كاستن از حضور در عرصه واقعيتهای اجتماعی است يا اين كه بين اين دو نقش هيچ ارتباطی متصور نيست؟ آيا زندگی وبلاگی بر تعاملات اجتماعی افراد تاثير میگذارد؟ آيا هرتوليدی در وبلاگها عملا همان باز توليد مناسبات اجتماعی در فضايی مجازی است؟ يا اين كه اين بازتوليد آرتباطی عميق، يا سطحی با واقعيتهای ملموس اجتماعی دارد؟ همان طور كه میبينيد پرسشهای اين قلمرو جامعه شناختی نيز بیپايان به نظر میرسند.

   به نظر میرسد پرداختن به پاسخها در اين دوعرصه روانشناختی و جامعه شناختی و يا حتی دست يافتن به يك گمانهزنی نه چندان پيچيده در اين قلمرو مستلزم زمان است. من طول اين زمان را درست برابر با زمانی میبينم كه پای روانشناسان و جامعهشناسان هم به اين قلمرو گشوده شده باشد.

 

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 
 Copyright CCW Magazine